قهرمان ميرزا عين السلطنه
1075
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اعليحضرت پيشخدمتى فرستاده پس از عذرخواهى بسيار ( چون در اول ورود ايشان با تاج الدين ميرزا شرفياب شديم ، اذن جلوس نداد و حال آنكه منشى كثيف خودش نشسته بود ما هم ديگر نرفتيم و بعضى جاها گفتيم به عرض رسانيدهاند و آن خيالات هم كه صورت نگرفت حالا به معذرتخواهى آدم فرستاده بودند . ) احضار فرموده بودند رفتيم قبل از ظهر . در اطاق نشستيم ، همان عمارت نايب السلطنه كه مدتها رفته اسباب عبرت است . از آن جنجال و آن زينتها و آن جلالت شأن خبرى نبود . سكوت محض در و ديوار غفلت انسان را ثابت مىكرد . چه روزها در اين تالارها ديدم و حالا چه . بههرجهت يك ساعت نشسته نقاشباشى آمد . مدتى صحبت شد . مىگفت طاعون از هندوستان و بمبئى بروز كرده امروز مجلسى وزير علوم فراهم آورده كه در امر « قرانتين » و جلوگيرى تهيه بشود . خداوند ترحم كند ، چيزى را كه الان لازم داريم همين و با و طاعون است . مابقى اسباب خرابى كاملا فراهم است . خبر بدى بود ، خداوند خودش تفضل كند . اندرون حضرت و الا همان اندرون بزرگ است ، اندرون نايب السلطنه را زنهاى بچهدار شاه شهيد مسكن دارند . راه از باغ و عمارت گلستان و تخت مرمر است . به اين جهت از اندرون فورا آمدن سخت است . پيشخدمتى رفته از درب بزرگ اطلاع داد . چون مدتى است اظهار نقاهت مىكنند و ضمنا قهر از شاه كردهاند ، عذر خواسته بودند احوال ندارم ، لكن خواهش مىكنم اغلب تشريف بياوريد تنها هستم صحبتى بشود . خانهء تاج الدين ميرزا رفتم ناهار نگاه داشت . اشعار صدر السلطنه در حبل المتين اشعار كثيف صدر السلطنه را به حالت تمسخر و مضحكه در روزنامهء حبل المتين منطبعه بندر بمبئى چاپ كرده بودند . هركس نسخهاى نداشته پيدا كرد . گمان مىكنم بواسطهء شيرازيها آنجا رفته باشد و من نسخهء آن اشعار را براى پسرهاى ركن الدوله فرستاده بودم در شيراز انتشار پيدا كرده . وكيل روزنامه نسخهاى فرستاده است . سالار الدوله دو دفعه هم برحسب احضار سالار الدوله چند روز قبل آنجا رفتيم . خانههاى ليلى خانم مسكن دارد . خيلى بدراه و بدكوچه است . شاهزادهء آراستهء خوبى است ، خيلى مؤدب و مهربان ، ابدا غرور و تكبر ندارد .